با خنده ای که عکس تو در برگرفته است
دیوار خانه چهره دیگر گرفته است
بعد از تو برق شور و شعف را هجوم اشک
از چشم های خسته ی مادر گرفته است
بی شک شبیه کوچه ی ما کوچه های عرش
از نام پرشکوه تو زیور گرفته است
حالا منم کنار تو این جا که پر زدی
این جا که خاک بوی کبوتر گرفته است
ای انعکاس دست علی ! برق ذوالفقار!
افلاک پشت نام تو سنگر گرفته است
این جا نماز چلچله ها روبه دست توست
دستی که رنگ غیرت حیدر گرفته است
چشمان من همیشه همین جا کنار توست
این جا که خاک بوی کبوتر گرفته است
۱۰۰۰ جای دیدنی دنیا
مجموعه فوقالعاده زیبا از ۱۰۰۰ جایی که قبل از مرگ باید دید! |
سریال زنان سرسخت
سریالی بسیار ریبا در ژانر درام و کمدی. برنده ۳ جایزه golden globe |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
یا رب آن مونس جان محرم اسرار کجاست
وان طبیب دل بی طاقت بیمار کجاست
یک جهانند گرفتار فراقش یارب
آن رهاننده این جمع گرفتار کجاست
آنکه ویرانه کند ابنیه شرک و نفاق
و آنکه درهم شکند شوکت اشرار کجاست
دوستان را به جزا آنکه دهد عزت کو
دشمنان را به سزا آنکه کند خوار کجاست
منجی و منتظر و متصل و حجت و صدر
مهدی و منتقم و صاحب و مختار کجاست
کاش دانم من دلسوخته نامه سیاه
که تو را جایگه ای سرور احرار کجاست
حسرتم کشت که روی تو ببینم هیهات
چشم آلوده کجا آن گل رخسار کجاست
مگر ای اشک تو پاکیزه کنی دامن چشم
ورنه این غرق گنه را ره دیدار کجاست
گر چو حلاج زخویشت برد ایدل دلدار
خود ندانی که کجایی و سردار کجاست
دل بشکسته کلافیست که دردست منست
یوسفی کو همه خلقند خریدار کجاست
فتنه بیحد شدو بگرفت جهان ظلمت ظلم
پرتو عدل تو ای مظهر انوار کجاست
جز تو در شهر شهیدان نکند جلوه گری
در دیاری که بود عشق تو دیار کجاست
« چمن » از یار نشان جوی که « حافظ » خوش گفت
عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست
محمدرضا یاسری « چمن »
سر می نهم به پای تو یا صاحب الزمان
جان می کنم فدای تو; یا صاحب الزمان
تقدیم می کنم سر و جان را ز فرط شوق
گر بشنوم صدای تو یا صاحب الزمان
صد مرحبا بر آن که گرفته است توشه ای
از روی دلربای تو یا صاحب الزمان
آری صفای مجمع سوته دلان همه
می باشد از صفای تو یا صاحب الزمان
والله بر تمام سلاطین روزگار
دارد شرف گدای تو یا صاحب الزمان
بیگانه است با همه بیگانگان تو
شد هر که آشنای تو یا صاحب الزمان
مشمول لطف حق نشود آن کسی که نیست
مشمول او دعای تو یا صاحب الزمان
از ارتکاب هر عملی قصد عاشقان
اول بود رضای تو یا صاحب الزمان
شکر خدا که با همه بی لیاقتی
دل های ماست جای تو یا صاحب الزمان
ما را برای روز جزا زاد و توشه ای
نبود مگر ولای تو یا صاحب الزمان
کی می شود به دیده ما جلوه گر شود
رخسار حق نمای تو یا صاحب الزمان
کی از کنار بیت خدا می شود بلند
آن صوت جانفزای تو یا صاحب الزمان
بر این مریض جان به لب از درد افتراق
کی می رسد دوای تو یا صاحب الزمان
خود واقفی که « ملتجی » ات در تمام عمر
دارد به سر هوای تو یا صاحب الزمان

